قله خیال

 

در مسیر زندگی ام

آخرین دریچه رسیدن به قله بلند خیال

در فروریختن بهمن بجا مانده بر روی واقعیت

ناپدید شد .

 

چقدر دست زمان سنگ بسته است به بالم

پرندگان همه افسوس می خورند به حالم

نخواستند که بالای ابر لانه بسازم

نخواستند که من هم به بال خویش ببالم

مجوی علت پیدای سر شکستگی ام را

سقوط کرده ام از قله ی بلند خیالم

 

 قسمت دوم (شعر) از خلیل جوادی

 

/ 28 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دل آرام

اول سلام دوم حیات معشوق در گروی وجود عاشق است

نمِ‌نمک

بابا سریال بابا قسمت دوم ... قشنگ بود موفق باشی همین!

نجوای سکوت

[گل] سلام ممنونم از حضور سبزتون نوشته هاتونو خوندم و همینطور وبلاگهای دیگه...معلومه اهل مطالعه هستین موفق باشید و همیشه شاد[گل]

نجوای سکوت

[گل] با اجازتون لینکتون میکنم اگه شما هم خواستین........ [گل]

نجوای سکوت

شاید هر کدوم در موقعیت خاص خودش بتونه مفهومی رو تعبیر کنه...

پیمانه

اول سلام دوم شاید اصلا سیاه چشمی در کار نباشد! تا بخواهد در انتظار طلوع عاشقی بماند... به سبز بودن چه ؟ اندیشیده ای ؟

نجوای سکوت

سلام[گل] نوشته هاتو تک به تک خوندم با ارزش بود پس اجازه لینک خواستم تعارفی هم در کار نبود و اما......برای لحظه ها و کارهایی که انجام میدی قبل از دیگران ارزش قاعل باش این تویی که به من میتونی نشون بدی انسان با ارزشی هستی یا نه.......و البته در این دنیای مجازی با نوشته هات من از آدمای با اعتماد بنفس خوشم میاد [چشمک] (اگه قبلش میدونستم صاحب این نوشته ها میخواد بهم بگه که کاراش ارزشی ندارند هرگز لینک نمیکردم) بگذریم موفق باشی به امید ادامه ای زیبا بدرود تا درودی دوباره[گل][گل]

فرشته

کاش می شد خلق کرد واقعیت را همانند خیال...چرا همیشه خیالها سبک و زیبا و واقعیت ها زشت و سنگینند؟!