زمستان

 

زمستان

چه شیرین است

چه خوش در خاطرت مانده

زمستانی که برفش هرم آتش را تداعی کرد

زمستانی که تفسیر ندا با شعر وحدت بود

زمستانی که تنها واژه لبهامان، پیوند جوشش بود

زمستانی که آغازی برای شعر گفتن بود

چه شهد آگین زمستانی

*

چه خوش یاد منی ای دوست

چه خوش این قصه می گویی

بهاران دشمن برف زمستانی

چه شیرین است

/ 17 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یکی یه دونه

سلام داداش وحید ازا میوزیکه سیاسیه موسیقی دان ! خب من یه مدت گم و گور شده بودم نبودم بعدشم اوووووووووووه چه شعر سیاسی ای ! باز چی شده ؟!

آسمونی

تولد "بهار" ، مرگ "زمستان" بود ...

یکی یه دونه

سلام داداش وحید به خدا این شعرت خیلی سیاسیه ! اونا که اصلا شبیه سیاسی نبود می گفتی سیاسی ولی این که تابلوئه می گی نه ![تعجب] پس این زمستان و شعر وحدت و اینا چیه ؟ خب پس این شعر چه تیپیه ؟

حاج محسن

شراب عقل بی اندازه تلخ است! وداع خاتمی از آن فزونتر ! حکیما حاصل این قصه چونست؟ نماند حاصل عمر من ابتر ! .............................. نهال تازه ام خشکید لیکن نماند باغبان مقهور و الکن

ایلیا

سلام آفرین خوبه آدم شب عیدی از زمستون بگه به جای بهار آخه اکثرا (یکیش خودم)از بهار تعریف و تمجید می کنن ولی تو از زمستون نوشتی. پیش پیش عیدت مبارک. فعلا

یکی یه دونه

سلام داداش وحید نگفتی این شعر چه تیپیه ؟ بعدشم ماه ها هیچ فرقی با هم نمی کنن !بهار یا زمستون هیچ فرقی نداره دل ادم باید بهاری باشه که نیست! بعدشم می شه این شعرت رو تفسیر کنی واقعا برام جالب شده من که هر چی نگاش می کنم چیزی به ذهنم نمی رسه !

پیمانه

زمستان مي رود و بهاري ديگر ميرسد ... روزهايت بهاري بهاري و لحظه هايت پر از شادي و سلامتي باشد....

ایلیا

سلام این فرصت طلایی هم لطفش به استفاده نکردنشه... ((...یک ابر سیاه بارانی که فقط صدای رعدش به گوش می رسه...))اینو خودت گفتی!خیلی ادیبانه بود خوشمان آمد...ولی شاید آینده این قدر ها هم خوفناک نباشه... راستی خودم هم خیلی خوشحالم که بالاخره آپ کردم فعلا