خیال

 

برف خیال تو،

در دستهای دوستی من،

بیش از دمی نماند . . .

 

/ 20 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صدای بیصدا

سلام وکاش بر دستان سردم میباریدی ! وکاش لبریز از عشقم بودی ! ولی افسوس ! سبز باشید و همیشه چراغ وبلاگتان روشن ![شوخی]

حامد

چه زیبا بود..خیلی خوشم اومد..

آشنا

سلام ممنونم و با مقداری زیادی تاخیر [چشمک] جشن یلدا بر شما هم مبارک .......این تکه شعر هم قشنگ بود .........شاد باشی

مهدي بوترابي Mehdi Boutorabi

در مورد ضرورت حضور خاتمی یا کروبی یا یک کاندیدای مشترک اصلاح طلب کلی مطلب نوشته ام. البته از وضعیت جامعه هم میشه فهمید[نیشخند][گل]

پروردگار

تو کار من دخالت نکن بچه جون! یه وقت خودم نکرده قاط میزنیم ملخی سوسکی چیزی میشوی ها! گفته باشیم!!

تو

اما به دستانت نگاه کن که هنوز از ترنم وجود من تر است پس من هنوز هستم اگر چه اب شده باشم

Buddy

سلام دوست عزیز.از این‌همه لطف و مهربونیت صمیمانه تشکر می‌کنم و بابت همه انتظارها و آمدن‌هات ازت ممنونم...به‌خاطر دیرآپ کردنم اعتراض نکن چون واقعا دیگه از فرستادن پست صرفا برای به‌روز بودن متنفرو اما چشم...سعی می‌کنم علیرغم مشغله فوق‌العاده زیادبلاگ فعال‌تری داشته باشم. شعرت کوتاه و بسیار زیبا بود... برای لینک کردنتم چشم در اسرع وقت؛فقط بزرگواری کن نام لینک منو به‌صورت کامل"پشت دریاها شهری است"قرار بده!خیلی خیلی متشکرم...موید باشی!!!

crucifixion

دستام انقده یخ کرده که این برف خیال توش آب نمیشه!

الهه

خیلی قشنگ بود آفرین سلام از این همه لطفتون که منو تنها نمی زارین ممنونم قربونتون فعلا [گل]زندگی چیست؟ می خواهم گوسفندی باشم در غروبی بهاری و زندگی را دشتی سبز ببینم . زندگی را آوای نی چوپان بدانم. می خواهم همیشه بهاران ببینم. اما حیف من انسانم و زندگی برایم جای دیگریست![گل]