مسیر زندگی

دایره انفجار
نویسنده : V.Z - ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ تیر ۱۳۸۸
 

یه وقت به خودت می آیی و می بینی مسیر زندگی ات توی یک دایره افتاده و هی دور می زنه. هی دور می زنه. معلوم نیست چه نیرویی لازم هست تا اون را از دور خارج کنه.

بعد برای اینکه از این دایره بیرون بزنی به یک چیزهایی دل می بندی، یه حادثه هایی امید را درونت زنده می کنه، ولی یک دفعه درست لحظه ای که انتظار داری اتفاق بیفته، امیدت نا امید می شه. همون لحظه ای که می گی زندگی همین امروزه، امروز ویران می شه. آخرین دریچه نور بسته می شه. بر می گردی توی همون دایره. دوباره هی دور می زنی تا یکی از اون یه دفعه ها سر برسه.

. . .

9 ماه پیش، اون روزای پاییزی که این صفحه را باز کردم، یکی از اولین وبلاگ ها که رفتم خیلی توجهم را جلب کرد. از سال 8٢ می نوشت، بعد به گفته خودش دچار انفجار شده بود. همه پست هاش را پاک کرده بود. می گفت بعد از چند سال یک دفعه به یک جایی رسیده که با خودش گفته همه چیزایی که نوشتم و فکر می کردم، چرت و پرت و به درد نخور هست. اصلا بهتره خودتون بخونید. توی لینک ها هست:

 http://my-star.persianblog.ir/post/83/

من هم لینکش را گذاشتم توی صفحه ام. دیگه آپی نداره. نمی دونم چیکار می کنه. فقط دو سه بار کامنت رد و بدل شد. حالا هر موقع اون حس بهم نزدیک می شه، می رم سراغ وبلاگش. متن انفجارش را می خونم. پاسخ خودم به نوشته هاش که توی روزهای سر خوشیم بوده را می خونم. این روزها زیاد بهش سر می زنم.

 


 
comment نظرات ()