مسیر زندگی

تو
نویسنده : azamusic - ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧
 

 

تو را ای ریشه ام از تو

                  همه اندیشه ام از تو

                                  ندیده دوست می دارم

تو را ای یار و کارم تو

           همه دار و ندارم تو

                    تو را چون جان بیدارم

                                  ندیده دوست می دارم

(ترانه ای از اردلان سرفراز)

 


 
comment نظرات ()
 
فرصت
نویسنده : azamusic - ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ آذر ۱۳۸٧
 

 

فرصتی بده

فقط یک بار فرصتی بده

تا نگاهی عمیق به تو اندازم

خم  ابروانت را

رنگ چشمانت را

گیسوان سپیدت را

چین و چروک صورتت را

. . .

می ترسم

می ترسم دیگر فرصت نگاه به تو را پیدا نکنم

و با گذشت زمان شبهی از چهره تو در ذهن من باقی بماند

اکنون فرصتی بده

 

یک هفته بعد نوشتم: 

 تقدیم به ارحام صدر عزیز که وقتی رفت او را حس کردیم.

حالا دیگر سخت است خندیدن به تئاتر های او. خنده های حسرت. خنده های گریه.


 
comment نظرات ()
 
شاید برای این روزها
نویسنده : azamusic - ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٧
 

 

گرفته خون شقایق رکاب باغچه ها

فتاده آتش گل در کتاب باغچه ها

ز سرد مهری شب های شهر بی آواز

به بوی صبح برآشفته خواب باغچه ها

زتنگ چشمی دهقان، خشم در رگ گل

به جوش آمده خون مذاب باغچه ها

به برگ برگ شقایق به داغ لاله شکفت

شکوه فاجعه در اضطراب باغچه ها

نگاه کن که چه سان طفره می رود گلچین

به جرم چیدن گل، از جواب باغچه ها

زبی نوایی ما، بلبلان شهر غریب

سیاه مست شدند از شراب باغچه ها

(استاد محمد علی معلم دامغانی)

 


 
comment نظرات ()
 
کدام نوازنده؟
نویسنده : azamusic - ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٧
 

 

در مسیر زندگی خویش

صداهای آشنا و غریب، بسیار شنیده ام

ولی نوای همساز با ملودی از پیش ساخته خویش نیافتم

. . .

بگو

کجاست آنکه هماهنگ با قطعه  زندگی من  می نوازد؟

. . .

ترانه آشنایی با تو را چه کسی می سراید؟ . . . چه هنگام؟

 


 
comment نظرات ()
 
کدام روز؟
نویسنده : azamusic - ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٧
 

 

در مسیر زندگی خویش

روز های زندگی را

مانند درختان حاشیه راه از نگاه می گذرانم

بی آنکه به شاخه و برگ آنها نظری اندازم

و من در غفلت از گذر روزها.

. . .

بگو

نام تو بر کدامین درخت حک شده است؟

 


 
comment نظرات ()
 
ای آشنای من
نویسنده : azamusic - ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ آذر ۱۳۸٧
 

 

ای آشنای من

برخیز و با بهار سفر کرده بازگرد

تا پرکنیم جام تهی از شراب را

وزخوشه های روشن انگورهای سبز

در خم بیفشریم می آفتاب را

بر خیز و با بهار سفر کرده بازگرد

تا چون شکوفه های پر افشان سیب ها

گلبرگ لب به بوسه ی خورشید وا کنیم

وانگه چو باد صبح

در عطر پونه های بهاری شنا کنیم

یک صبح خنده رو

وقتی با بهار گل افشان فرا رسی

در باز کن، به کلبه خاموش من بیا

بگذار تا نسیم که در جستجوی توست

از هر که در رهست، بپرسد نشانه هات

(نادر نادر پور)

 


 
comment نظرات ()
 
دور
نویسنده : azamusic - ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٧
 

 

 

هیچ! 


 
comment نظرات ()
 
قله خیال
نویسنده : azamusic - ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٧
 

 

در مسیر زندگی ام

آخرین دریچه رسیدن به قله بلند خیال

در فروریختن بهمن بجا مانده بر روی واقعیت

ناپدید شد .

 

چقدر دست زمان سنگ بسته است به بالم

پرندگان همه افسوس می خورند به حالم

نخواستند که بالای ابر لانه بسازم

نخواستند که من هم به بال خویش ببالم

مجوی علت پیدای سر شکستگی ام را

سقوط کرده ام از قله ی بلند خیالم

 

 قسمت دوم (شعر) از خلیل جوادی

 


 
comment نظرات ()
 
می دانی؟
نویسنده : azamusic - ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ آذر ۱۳۸٧
 

 

اشک جاری از مژه

 باز غم موج می زد در نگاهت

آنکه تو در دوریش اندوه داری

هیچ می دانی که در دوری تو حالش چگونه ست؟

 


 
comment نظرات ()
 
عبور
نویسنده : azamusic - ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ آذر ۱۳۸٧
 

 

در مسیر زندگی خویش به چهار راههای آشنایی زیادی رسیده ام

تا از آنچه هست گفته ام

در پس گفته هایم به دنبال واقعیت می گردند

گویا مسیر هیچ راهی در امتداد مسیر من نیست

اگر هم هست بصورت موازی می رود تا هیچ برخوردی نداشته باشیم

من نیز فقط عبور می کنم

شاید در چهار راهی همراهی پیدا شود

اکنون وفادار ترین همراه من تنهایی است که دل به او بسته ام. 

 


 
comment نظرات ()
 
ترانه ای از اردلان سرفراز
نویسنده : azamusic - ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ آذر ۱۳۸٧
 

 

تکه پاره ای از ترانه ی اردلان سرفراز که خیلی به آن احساس نزدیکی می کنم:

 

من در این باد های نا همگون

سر فروبرده ام به خلوت خویش

نه چراغی که روشنی بخشد

از حضور سقوط، پیشاپیش

*

عابران بین، کلاه خود محکم

سخت بگرفته از هراس رفیق

خنده بر لب چه سرد می گذرند

نو عروسان به واژه تفریق

 


 
comment نظرات ()