مسیر زندگی

شروه
نویسنده : azamusic - ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٧
 

 

نه زمین خاک قدیمی

نه هوا همون هواست

تا چشام کار می کنه

هرچه می بینم نا بجاست

داره از قبیله ما

یکی یکی کم می شه

هر چه دوست داشتم و دارم

راهی عدم می شه

مثل ابرای زمستون

دلم از گریه پره

شیشه ی نازک دل

منتظر تلنگره

. . .

همه اینهایی که گفتم

بغض هر روز منه

منو در من می شکنه


 
comment نظرات ()
 
شب
نویسنده : azamusic - ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٧
 

 

در شام تاریک زمستانی

تنهایی و آرامش سرد

سوسوی بی مفهوم ستاره

...

در بین دیوارای سیمانی

نور گره خورده

در شیشه ی سرد اتاقی تنگ

چون چلچراغی بود

...

در روبروی خود

دیوار سیمانی نم داده

بی انتها مانند دریا بود

من در کنار ساحلش تشنه

او در میان موجها خسته

من عازم دریای بی پایان

او رفته از رویای بشکسته

. . .

من غرق دریای خود ساخته ...


 
comment نظرات ()
 
خدانگهدار
نویسنده : azamusic - ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٧
 

 

می گم خدا نگهدار

دل به ستاره بسپار

تو چشمک غریبش

یاد منو نگه دار

اگه نمونده با من

حرفی از آشنایی

پا را گذاشته تقدیر

به راه به این جدایی

. . .

دستاتو بگیر دوباره

زیر بارون های چشمام

گریه کن به رفتن عشق

 وقت تنهایی دستام

قصه کن فاصله ها را

دست این گلایه بسپار

جای خالیمو نبین و

با ستاره شب نگه دار

 

 


 
comment نظرات ()
 
با من بخوان
نویسنده : azamusic - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧
 

 

این فصل را با من بخوان باقی فسانه ست

این فصل را بسیار خواندم عاشقانه ست

این جاده را با ریگ صحرا پویه کردم

این ناله را با موج دریا مویه کردم

این حرف را در سحر بودا آزمودم

این ساحری را با یهودا آزمودم

ای کاروانی را مسافر نام کرده

ما را پرستوی مهاجر نام کرده

دانی که مردان مسافر کم شکیب اند

گر در زمین گر آسمان، هر جا غریب اند

دانی که در غربت سخنها عاشقانه ست

این قصه را با من بخوان باقی فسانه ست


 
comment نظرات ()
 
خنده مستانه
نویسنده : azamusic - ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ بهمن ۱۳۸٧
 

 

در رهگذار عمر که چون باد می رویم

آندم غنیمت است که دلشاد می رویم

چون گل بیا بخنده ی مستانه بشکفیم

کز جور مهرگان، همه بر باد می رویم

یاد از بد زمانه چه آریم ما که خویش

در گردش زمان همه از یاد می رویم

چون سرو سرفراز، به گلزار زندگی

خرم دمی که فارغ و آزاد می رویم

 


 
comment نظرات ()
 
در ...
نویسنده : azamusic - ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ بهمن ۱۳۸٧
 

 

در مرگ عاشقانه نیلوفران صبح

در رقص صوفیانه اشباح و سایه ها

در گریه های سرخ شفق بر غروب زرد

در چهره زمان

در قطره های آب

در آبشار مست

در پرده غبار

در بامدادها

در کوهپایه ها

در زهر خند جام

در موج پرنیان

در چهره سراب

در خنجر شهاب

در دیده حباب

در عطر زلف او

در حلقه های مو

در شعله شراب

در گریه های مست

در هرچه هست و نیست

در هرچه بود و هست

سر مست و پر نشاط

خاموش و پر خروش

...

رو کن به سوی چهره خندان زندگی


 
comment نظرات ()
 
رهگذر
نویسنده : azamusic - ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٧
 

 

در مسیر زندگی خویش

به انسان های زیادی برخورد کرده ام

یا به مانند مورچگان با نگاهی از کنار هم رد شده ایم

همچون سایه ای زود گذر

یا به مانند طوفانی مسیر یکدیگر را درنوردیده ایم

...

من به دنبال رهگذری هستم

که برای درختان حاشیه راه

جوی آبی به وسعت دریا بکشد

 


 
comment نظرات ()