نویسنده :
azamusic - ساعت ٥:٠۸ ب.ظ روز جمعه ٤ شهریور ۱۳٩٠
وقتی که فکر می کنی در اوج ایستادی
یه نگاه به بالا کافی ست
که بفهمی
در قعر هستی و خبر نداری!
پ.ن: دلخوشی های موقتی گذراتر از چیزی هستند که می پنداریم!
نویسنده :
azamusic - ساعت ۳:٠۸ ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٠
نسل تنهایی من،
کهنه نسلی است غریب،
و به پهنای زمان می ماند.
من در این تنهایی
و در این غربت درد
پی تکبیر سکوتی بودم
پی تکرار حضور
و به دنبال شعور....
نویسنده :
azamusic - ساعت ٢:۳٤ ب.ظ روز شنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٠
لذت اومدنا تو اضطرابِ رفتنه
نویسنده :
azamusic - ساعت ٩:٢٤ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ شهریور ۱۳۸۸
باد پاییزی شروع به وزیدن کرده، فرق باد پاییزی و باد بهاری این هست که باد بهاری لطافت داره ولی باد خزان سوزی داره که تا عمق جان می رود. باد خزان سوزی داره که تا عمق تنه تنومند درختان می رود و برگ های سبز را زرد و نارنجی می کند و می ریزد. خزان، یعنی پایان یک فصل تابستان دیگر با همه خوبی ها و بدی ها. وقتی فصل پاییز می رسه، یا آدما احساسی می شوند و یا غمگین.
در بین درختان، برگ ها شروع به ریزش می کند. سبزی درختان به زردی بدل می شود. اینجاست که می توان تشخیص داد کدام درختان حتی در باد خزان، سوز زمستان و برف و کوران طراوت خود را حفظ می کنند. اینجاست که سرو و کاج رخ نمایی می کنند. در تابستان و بهار نمی توان کاج و سرو را به درستی تشخیص داد ولی با شروع باد خزان است که مشخص می شود سرو و کاج استوار و با قدرت، تنومند و محکم ایستاده اند.
نویسنده :
azamusic - ساعت ٢:۳٢ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ شهریور ۱۳۸۸
( ترانه دریا از آخرین آلبوم حسین زمان – قصه نگفته )
دریا شب مهتابیت کو؟
آن خاطرات آبیت کو؟
آن شب که دل پر می کشید
بر ساحل تو می دوید
بر موج رویا می خزیدم.
من بودم و مهتاب و او
بر بالهای آرزو
دست نوازش می کشیدم
*
دریا شب مهتابیت کو؟
آن خاطرات آبیت کو؟
با یاد تو امشب دلم
در اوج بی تابی و غم
چشم انتظارت می نشینم
شاید دوباره چشم من
در این شب ویران شدن
تکرار آن شب را ببیند
*
دریا شب مهتابیت کو؟
آن خاطرات آبیت کو؟
کو آن صدای هم صدا
با لحظه هایم آشنا
عاشق ترین عاشقا کو؟
بر ساحلت دریا چرا
حتی نماند یک جای پا
آن هم قدم با لحظه ها کو؟
*
دریا شب مهتابیت کو؟
آن خاطرات آبیت کو؟
(ترانه از رضا اشعاری)